
اثر پیگمالیون (Pygmalion) بیان میکنه که انتظار بیش از حد در یک حیطه باعث افزایش عملکرد در آن حیطه میشه.
یعنی اگه انتظار بالا از خودتون داشته باشین راحتتر میتونین اون کار رو انجام بدین و اگه انتظار پایین داشته باشین هم معمولا عملکرد ضعیفی خواهید داشت.
ویل اسمیت خیلی خوب توضیح میده “هر کسی که میگه که میتونه و هر کسی که میگه که نمیتونه، حق با هر دو شونه!”
یه چرخه وجود داره که وقتی انتظار داریم که یه کاری رو انجام بدیم، راحتتر میتونیم انجامش بدیم و وقتی که انجامش دادیم انتظار بیشتری هم داریم که دوباره بتونیم انجامش بدیم و دوباره باز راحتتر میتونیم انجامش بدیم و این چرخه ادامه داره.
وقتی که انتظار داشته باشیم که توی امتحان نتیجهی خوبی بگیریم، برای اون امتحان بیشتر تلاش میکنیم و نتیجهی بهتری هم میگیریم و انتظارمون بالاتر هم میره.
یه آزمایشی انجام شده با دو گروه دانشجو که بهشون موش داده شده تا به موشها آموزش بدن تا از یک ماز عبور کنن.
به یه گروه گفته شد که موشهاشون خنگن و به گروه دیگه گفته شد که موشهاشون باهوشن.
گروهی که موش “خنگ” داشتن، زودتر دست از کار کشیدن و تسلیم شدن و گروهی که موش “باهوش” داشتن، بیشتر تلاش کردن و درصد موفقیت بیشتری داشتند.
دقت کنین که بهرهی هوشی موشهای هر دو گروه یکسان بودند!
به کار بردن این تفکر در اوایل یه خورده سخته.
مخصوصا اگه قبلا شکست هم خورده باشین و ناامید باشین.
ولی کم کم با این روش میتونین عملکرد خودتون رو افزایش بدین.
دقت کنین که واقعگرا هم باشین.
اگه همش نمرهی 10 گرفتین، قرار نیست امتحان فرداتون رو با این تفکر 20 بشین!
ولی میشه که 12 شد و کم کم با این تفکر به نمرهی 20 رسید.
این تفکر توی همهی جنبهها به درد میخوره.
مثلا اگه میخواین زبان یاد بگیرین و بگین که من زبان آموزیم خوب نیست، قرار هم نیست یاد بگیرین.
ولی اگه بگین که نه و میتونم یاد بگیرم، واقعا هم میتونین یاد بگیرین.
نکتهی آخر هم اینکه ناامید نشین و از خودتون انتظارهای بالایی داشته باشین و به خواستههاتون میرسین.




