قانون پنج ساعت با تامس فرانک

در دنیایی که کارها اتوماتیک میشن و تکنولوژی شغلها رو از بین میبره، برای همگام شدن با این تغییر باید خودمون هم تغییر کنیم و چیزای جدیدی که میان رو یاد بگیریم.
در اینجاست که قانون 5 ساعت وارد عمل میشه.
قانون پنج ساعت میگه روزی یک ساعت و هفتهای پنج روز رو صرف یادگیری کنید.
این قانون در ابتدا (نه به شکل قانون سفت و سخت ولی بیشتر مثل روتین) در بنجامین فرانکلین مشاهده شد و این الگو رو میشه در باراک اوباما، اپرا وینفری، بیل گیتس و وارن بافت هم دیده شد.
میتونیم این نتیجه رو بگیریم که موفقیت این افراد وابسته به یادگیری بیوقفهی این افراده که میتونن از چیزایی که یاد میگیرن در زندگی و کار خودشون استفاده کنن.
ولی ممکنه براتون جای سوال باشه که برای یادگیری وقت از کجا بیارم؟
خب بذارین به این سوال جواب بدم.
در ابتدا باید به این قضیه دقت کنیم که یادگیری بیوقفه یه سرمایهگذاری بلند مدته و شاید در کوتاه مدت به نظر برسه که به کارهامون نمیرسیم ولی در بلند مدت این یادگیری کمکی به ما میکنه که میتونیم کارهای بیشتری رو انجام بدیم.
سعی کنید که یادگیری رو صبح اول وقت انجام بدین که در این صورت به خاطر کار و زندگی خسته نشدین و میتونین راحتتر چیزی رو یاد بگیرین.
نکتهی بعدی اینکه وقتی که میگین “وقت ندارم” آیا واقعا وقت ندارین؟
بیاین کارایی که در یک روز انجام میدین رو بنویسن و ببینین که کجاها دارین وقتتون رو هدر میدین که در اون صورت میتونین با حذف چیزایی که وقتتون رو تلف میکنن، برای یادگیری وقت بسازین.
حالا به سوال بعدی میرسیم که در این زمان، چی باید یاد بگیرم؟
سه تا موضوع هستند که میشه برای یادگیری روی اونا برنامه ریخت.
یکی تواناییهای هستند که فرصت شغلی رو بهبود میبخشن.
مثلا برای من که اینجا مطلب مینویسم، چیزایی که میتونن به نگهداری سایت و بالا بردن کیفیت مطالب من کمک کنن، میتونن اهداف خوبی برای یادگیری باشن.
موضوع دوم چیزیه که وابستگی حیطه رو کم میکنه.
وابستگی حیطه یعنی وقتی که شما تواناییهای زیادی در یک حیطه دارین ولی انتقال این تواناییها به حیطهی دیگه حتی اگه این حیطهها خیلی شبیه باشن، براتون سخته.
راهکارش هم سادهست.
باید که چیزایی که بلدین رو بردارین و در موقعیتهای متفاوت اونا رو امتحان کنید.
چیزی که بهش محیط بدجنس در مقابل محیط مهربان گفته میشه.
محیط مهربان جاییه که قوانین مشخص هستن و اگه اشتباهی رخ میده دقیق مشخصه که چرا اون اتفاق افتاده.
شطرنج مثال خوبی از محیط مهربانه.
اگه همش در این محیطها باشین، دیگه مقابله با چالشها سخت میشه.
برای این که محیط رو عوض کنید، میتونین ابزارتون رو عوض کنین.
مثلا من اگه با زبان برنامهنویسی پایتون برنامه میسازم، میتونم برم و با جاوا اسکریپت هم برنامه بنویسم و محیطم رو یه خورده تغییر بدم.
موضوع آخر هم مهارتهای ضروریه.
مهارتهایی که همه باید بلد باشن.
مهارتهایی که زندگی رو بهتر میکنن و حتی بعضی وقتا موقعیتهای شغلی به وجود میآره.
مهارتهایی مثل تفکر منطقی، تحلیل داده، مالی و سرمایهگذاری و صحبت در جمع.
نکتهی آخر اینه که هرکاری میکنین، به یادگیری ادامه بدین و همیشه درحال یادگیری باشین.




