
در این پست دکتر مایک (Doctor Mike) 10 تا از مخربترین افکار رو که برای سلامتی ذهنمون مضر هستن رو با راهکارشون میگه.
اگه میخواین با این افکار آشنا بشین با ما همراه باشین😉
1. ذهنیت همه یا هیچ
وقتی که به یک مربع خاکستری نگاه میکنیم، نه میتونیم بگیم که اون مربع سفیده و نه میتونیم که بگیم که سیاهه. وقتی که با دایرهی لغات دیکوتومی صحبت کنیم، نمیتونیم که همهی جنبههای یک چیز رو ببینیم. شما شکست خالی یا موفقیتی خالص نیستین، شما یک مربع خاکستری هستین!
2. عمومیسازی بیش از حد
تا حالا با کسی به هم زدین یا بهتون خیانت شده؟ ممکنه بعد از اون اتفاق فکر کنید که اگه دوستم منو دوست نداره(!) پس دیگه هیچکی منو دوست نداره! این فکر، تغییر واقیعته و علاوه بر اینکه اعتماد به نفستون رو کم میکنه بلکه تفکر درستی هم نیست صرف اینکه یه نفر شما رو دوست نداره دلیل نمیشه که خانواده، دوستان و همکاران هم شما رو دوست نداشته باشن.
3. برچسب زدن
انسانها دوست دارن که بر چیزها برچسب بزنن حتی این پست هم داره بر روی ده تا چیز برچسب میزنه! ولی برچسب زدن، مخصوصا برای سنجش عملکرد خودمون خطرات خودشو داره. خیلی راحته که بعد از گرفتن نمرهی پایین توی یه امتحان به خودتون برچسب شکست بزنین؛ شاید یه بار شکست خورده باشین ولی دلیل نمیشه که تا آخر عمرتون شکست بخورین. تازه، خیلی از افراد موفق هم در ابتدا شکست خوردن؛ استیو جابز از اپل اخراج شد ولی بعدش آیفون رو ساخت؛ بیل گیتس از هاروارد اخراج شد و بعدش پولدارترین مرد جهان شد؛ اپرا، از شغلش به عنوان مجری خبر اخراج شد و بعدش به بزرگترین مجری تاریخ تبدیل شد.
اگه هر کدوم از این افراد به خودشون برچسب شکست رو میزدن، نمیتونستن به افراد موفقی که الان هستن، تبدیل بشن.
4. فیلترهای ذهنی
فیلتر ذهنی، بر عکس عمومیسازی بیش از حد هستن ولی همون اثرات رو دارن. به این معنا که بر یه چیز منفی آنچنان متمرکز میشیم که دیگه هیچ چیز دیگهای رو نمیبینیم.
مثالی که دکتر مایک اینجا میزنه مربوط به ویدیوهای یوتیوب و کامنتهاشه، و ممکنه که بر روی یه کامنت منفی آنچنان متمرکز بشیم که دیگه هزاران کامنت منفی رو فراموش کنیم. در اون لحظه تنها اون کامنت منفیه که مهمه و بقیه به نظر بیاهمیت میان.
فیلترهای ذهنی باعث میشن که حجم زیادی از اطلاعات مثبت نادیده گرفته بشن.
برای مقابله با اینگونه افکار باید که بر روی تصویر کلی متمرکز بشیم.
5. قضاوت فوری
تصور کنید که در خیابون دارین قدم میزنین و فردی آشنا میبینید و براش دست تکون میدین ولی اون اصلا شما براش مهم نیستین، شما رو دوست نداره و علاقهای به حرف زدن باهاتون نداره؛ ولی در واقعیت، اون فرد، شغل خودشو از دست داده، رابطهی جدی چند سالهش به پایان رسیده. اون فقط به خودش و زندگی سخت خودش داشته فکر میکرده و اصلا متوجه شما نشده. ما هر روزه هزاران بار قضاوت میکنیم، فقط حواستون باشه قبل از قضاوت همهی اطلاعات رو داشته باشین.
6. بزرگنمایی
تا حالا شده که در جنگل باشین و یه ببر بیاد و بخورتتون؟ منم نشده! ولی اجداد ما این تجربه رو داشتن و به همین دلیله که حواس بسیار دقیقی برای پیدا کردن خطر برای محافظت از خود داشتن. ولی امروزه، دنیا جای خیلی امنتری برای زندگیه ولی هنوز استرسهامون سرجاشه و به جای واکنش نشون دادن به خرسها، به عنکبوتها واکنش نشون میدیم، درسته که ممکنه عنکبوتها خطرناکن ولی 99 درصد مواقع بیخطرن. یه عنکبوتی که واسه خودش داره رو سقف راه میره هیچ خطری نداره و جیق و داد ما نتیجهی بزرگنماییه.
بزرگنمایی یعنی هنگامیکه ما خطر احتمالی یه موقعیت رو به نسبتهای غیر واقعی بزرگتر جلوه میدیم. (فوبیاها هم از این دسته هستند)
7. استدلال احساسی
دارین در فضای مجازی چرخ میزنین که یه دفعه میبینین که اکسِ دوستدختر (یا دوستپسرتون) پستشو لایک کرده. یه دفعه این احساس در شما فوران میکنه که دوستتون داره به شما خیانت میکنه.
“چرا باید لایکش کنه؟”
“میدونستم که با هم حرف میزنن”
“دارن بر میگردن پیش هم؟”
“برگشتن پیش هم؟”
بسه! همینجا تمومش کنین. شما دارین احساسی نتیجهگیری میکنین. احساسات بخش مهمی از زندگی هستن ولی در بسیاری از موارد، احساسات گمراهکنند هستن، مخصوصا وقتی که عصبانی هستیم. چونکه دارین احساس به عدم وفاداری میکنین، دلیلی بر حقیقت داشتن این موضوع نیست!
8. عبارت “باید”
همهی ما این ورژن ایدهآل از خودمون رو داریم که بقیه باید به اون نگاه کنن. ما عبارت “ّباید” رو به طرف بقیه شلیک میکنیم.
“اون باید مهربونتر میبود”
“باید به من پول بیشتری بدن”
حتی به خودمون هم شلیک میکنیم.
“نباید اون تیکه اضافی پیتزا رو میخوردم”
“باید زودتر میخوابیدم”
این عبارات میتونن قضاوت رو تا حد فراتری از کلمات باید، حتما، هرگز، شاید، محبورم و … ببرند و منجر به درماندگی، شرمندگی و عصبانیت شوند.
توجه کنین که نمیتونین دیگران رو کنترل کنین ولی میتونین با خودتون مهربونتر باشین.
9. شخصیسازی و تقصیر
همیشه آدم منظمی هستین و یه روز که قرار کاری مهمی دارین، صبح به موقع از خونه بیرون میرین و یه دفعه طوفان میشه و کامیون وسط جاده چپ میکنه و راه بسته میشه و شما به قرار دیر میرسین. در این موقعیت شما تقصیر رو گردن خودتون میاندازین درحالیکه اصلا کنترلی بر روی آب و هوا و اون کامیون ندارین.
واقیت اینه که این اتفاق، غیرقابل پیشبینی بود و دنیا جای پیچیدهایه و کنترل شما هم محدوده.
10. کمرنگ کردن مثبتها
این به معنی نادیده گرفتن چیزهای خوبیه که شما به دست میآرید.
مثالی که دکتر مایک میزنه مربوط به پزشکی خودشه و میگه که این همه سال که درس خونده و تلاش کرده و پزشک شده رو چیز خاصی نمیدونه و این چیز بدیه و باید روی این موضوع کار کرد که در نظر گرفتن تلاشها و موفقیتهای یک فرد، غرور و فخرفروشی نیست.
مرسی که منو همراهی کردین. اگه خوشتون اومد یا نظری یا سوالی، چیزی داشتین حتما در بخش کامنت برام بنویسن.
اگه دوست داشتین میتونین پستهای دیگهی منو هم از بخش مطالب ببینین!




👌🏻👌🏻👌🏻