
یه اخلاقی که همیشه داشتم این بوده که چیزهای جدید رو امتحان کنم، از رستوران و غذا گرفته تا کتاب و کاراکتر توی بازی!
نقطهی دقیق مخالف من دوست نزدیک منه که کلا دوست داره چیزهایی که میشناسه رو استفاده کنه و کلا از امتحان چیزهای جدید خوشش نمیآد.
حالا سوالی که پیش میاد اینه که باید رومی روم باشیم یا زنگی زنگ؟
زندگی صفر یا صد نیست و خاکستریه.
توی موقعیتهایی که حساس نیستند و میشه ریسک کرد بهتره که به دنبال چیزهای جدید باشیم و اکتشاف کنیم.
مثلا وقتی که با دوستاتون میخواید برید بیرون، چیز زیادی برای از دست دادن ندارید.
احتمالا صد بار تا حالا بیرون رفتید و دور هم بودن براتون مهمه.
پس امتحان کردن کافهی جدید میتونه تجربهی خوبی باشه.
شاید یه پاتوق جدید پیدا کنید!
ولی اگه بخواید برید سر قرار، بهتره که یه رستورانی رو که قبلا رفتید رو امتحان کنید و به عبارتی استثمار کنید.
یه مثالی که امروز برای من اتفاق افتاد این بود که توی بازی آنلاین که داشتم با دوستم انجام میدادم، چون که بازیه و آدم باید لذت ببره کاراکترهای جدید رو امتحان میکردم و با کاوش خودم خوش بودم که یک دفعه حساس شد و استثمار کردم و کاراکتری که هزار بار باهاش بازی کرده بودم برداشتم و بازی رو بردیم.
ممکنه بگید که خب اگه راههای گذشته کار میکنند، چرا به دنبال راه جدید باشیم؟
از کجا میدونید که راههای جدید بهتر از راههای قدیمی نیستند؟
و تا وقتی که راههای جدید رو امتحان نکنید این موضوع را نخواهید فهمید!
اول ترم درسی میتونید کتابهای کمک آموزشی مختلفی رو امتحان کنید ولی شب امتحان نه.
وقتی خودتون تنهایید میتونید فیلم جدید ببینید ولی وقتی یه نفر ازتون میپرسه که چه فیلمی ببینید نمیتونید فیلمی که ندیدید رو پیشنهاد بدید.
خلاصه اینکه اگه شرایط رو دارید، چیزهای جدید رو امتحان کنید و بدونید که راههای کهنه به مقصدهای نو نمیرسند.





سلام
چه موضوع جالبی.مخصوصا جمله پایانی:
«راههای کهنه به مقصدهای نو نمیرسند»