Tim Ferrisبهره‌وریکتاب

چطوری سریع‌تر بخوانیم؟ با Tim Ferris

آیا دلتون می‌خواد که بتونید سریع‌تر بخونید و کتاب‌ها رو توی نصف زمان تموم کنید؟ پس با ما همراه باشید.

در ابتدا باید به این نکته توجه کنیم که تنها می‌تونیم چیزی رو ارتقا بدیم که می‌تونیم اندازه‌گیریش کنیم. پس اول باید ببینیم که کتابی که می‌خونیم به طور میانگین در هر صفحه‌ش چند کلمه داره. برای به دست آوردن این عدد می‌بایست که تعداد کلمات را در 10 خط بشماریم و بعدش تعداد خطوط یک صفحه رو به دست بیاریم که به این صورت، به طور تقریبی می‌تونیم تعداد کلمات یک صفحه رو به دست بیاریم.
گام بعدی اینه که به مدت یک دقیقه اون کتاب رو بخونین و سعی کنین که حالت عادی خودتون باشین و روش‌های مختلف رو در اینجا امتحان نکنین! سپس تعداد سرعت خوندنتون رو بر اساس کلمه بر دقیقه به دست می‌آرید. به طور متوسط سرعت مطالعه حدود 200 تا 250 کلمه بر دقیقه است که می‌شه حدود دو دقیقه به ازای هر صفحه.
با استفاده از نکات این پست، باید سرعت مطالعه‌ی شما به راحتی دو تا سه برابر بشه.

از دید محیطی استفاده کنین

هنگامی‌که به چیزی نگاه می‌کنین، هنوز هم می‌تونین که اشیای اطراف رو ببینین به این قابلیت، دید محیطی می‌گن. پس لازم نیست که نگاه به کتاب رو از اولین کلمه شروع کنین و از یک یا دو کلمه جلوتر شروع کنین و تا یک یا دو کلمه آخر رها کنید. اینجوری خط رو کامل خوندین و الکی هم وقت برای اون کلماتی که با دید محیطی تونستید بخونید مصرف نکردید.

از پوینتر (نشانگر) استفاده کنید

وقتی که چشم خودتون رو روی یه خط حرکت می‌دید، چشم، روان حرکت نمی‌کنه و پرشی حرکت می‌کنه. حالا اگه به یه جسم متحرک خیره بشین، چشم، روان حرکت می‌کنه و دیگه حرکت پرشی نداره که باعث افزایش سرعت و دقت می‌شه.
پس اگه از پوینتر استفاده کنید، باعث می‌شید که چشمتون حرکتی یکنواخت داشته باشه.
حالا پوینتر چیه؟ هر چیزی! از نشانگرهای حرفه‌ای گرفته تا انگشتاتون!

حالا بعد از انجام این نکات چی؟

اگه که این نکات رو انجام دادین و الآن براتون عادی شده، یه سری کارهای دیگه هم هستن که می‌تونین انجام بدین

کلمات را در ذهن خودتون تکرار نکنید

خب، شاید براتون سوال باشه که این یعنی چی؟
بذارید براتون با یه مثال توضیح بدم. شما وقتی که یه سیب می‌بینید، توی ذهنتون واژه‌ی سیب را به کار نمی‌برید و می‌دونید که اون شی، یه سیبه! در خوندن هم باید همین‌کار رو انجام بدین. یعنی واژه‌ی سیب رو که می‌بینید، بدون خوندن اون واژه در ذهن، بدونید که نوشته سیب.
در ابتدا، این کار خیلی سختیه ولی با تمرین هرکاری رو می‌شه انجام داد. برای شروع می‌تونین از نام‌ها شروع کنین. مثلا هنگامی که اسم “ماهان” در متن کتاب میاد به راحتی می‌تونین اون واژه رو در ذهن خود به کار نبرید ولی باز متوجه بشین که منظور چه کسی بوده!

سریع‌تر بخونید!

سعی کنین که برای 5 دقیقه 10 درصد سریع‌تر از حالت عادی بخونید. درسته که ممکنه یه کمی از فهم کتاب کم بشه، اما وقتی که برگردید به حالت عادی، کمی سرعتتون زیادتر شده! مثل وقتی که با سرعت 30 کیلومتر دارین رانندگی می‌کنین و یه دفعه 120 تا می‌رید، وقتی که برگردید و با 50 تا رانندگی کنید، احساس می‌کنین که دارین با 30 تا رانندگی می‌کنید.

نکته‌ی آخر اینکه برخی اوقات، کتاب‌ها یه سری جزئیاتی دارند که شاید اصلا مهم نباشه. می‌تونین که از خوندن اون جزئیات صرف نظر کنین و در وقت خودتون صرفه جویی کنید.

ممنون که منو همراهی کردین. اگه این پست رو دوست داشتین، به بقیه‌ی مطالب من هم سر بزنین. اگه نظری یا سوالی چیزی داشتین، حتما برام کامنت کنید.
اگر هم دوست داشتین از من حمایت کنید می‌تونین از صفحه‌ی اصلی این کار رو انجام بدین.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا